شاید بهتر باشد در ابتدا توضیح دهیم که چرا به سخنوری و سخنرانی لقب هنر را اعطا نی کنیم؟

بسیاری از بزرگان درباره هنر سخن به میان آورده اند.

  • هنر ، آنچه را طبیعت از تکمیل آن ناتوان است کامل می‌کند. (ارسطو)
  • هنر مهمترین کار و فعالیت ماورای طبیعی مناسب برای زندگی است. (نیچه)
  • در هنر، (باید) وجود ندارد، هنر آزاد است. (واسیلی کاندینسکی)
  • هنر یعنی پذیرفتن واقعیات…
  • هنر ثبت واقعیتهای ذهنی است…
  • هنر یعنی زندگی کردن و دوست دشتن…
  • هنر اصطکاک روح است با فضای اطراف…

معنای لغوی واژه هنر (Art) در لغت نامه ها به شرح ذیل است.

لغتنامه دهخدا:

  • علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال.
  • کیاست، فراست . زیرکی.
  • این کلمه در واقع به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران مینماید.
  • خطر. اهمیت
  • قابلیت . لیاقت . کفایت . توانایی فوق العاده ٔ جسمی یا روحی
  • صنعت و حرفه و شغل و پیشه و کسب

فرهنگ فارسی معین:

  • فضل ، کار برجسته و نمایان
  • زیرکی
  • پیشه و صنعت
  • تقوی ، پرهیزگاری
  • هر یک از هنرهای زیبا.

فرهنگ فارسی عمید:

  • فعالیتی که به منظور خلق آثار مبتنی بر برداشت‌های شخصی و عدم دریافت سود مادی صورت می‌گیرد.
  • اثری که به ‌وسیلۀ این فعالیت به ‌وجود می‌آید.
  • کار نمایان و برجسته.
  • [قدیمی] پیشه؛ صنعت؛ فن.

مریام وبستر:

  • مهارتی که با تجربه، یادگیری و مشاهده به دست می آید.
  • شاخه ای از یادگیری: یکی از هنر های انسانی
  • یادگیری، فراگیری
  • یک شغل یا حرفه که نیازمند دانش یا مهارت باشد.
  • استفاده آگاهانه از مهارت و تصور خلاقانه به خصوص در تولید اشیاء زیبایی شناسانه.

در دانشنامه ها نیز از هنر بدین شکل یاد شده است.

  • ویکیپدیا:

هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا به‌منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند. همچنین می‌توان گفت هنر توان و مهارت خلق زیبایی است. هنر، با آفرینندگی و خلاقیت ارتباط مستقیم دارد.

  • بریتانیکا:

یک شیء دیداری یا مکتب آگاهانه که از طریق تجلی و ابراز مهارت یا تخیل خلق شده است.

اما…

تعریف ما از هنر چیست؟

هنر، مهارتی است که حاصل یادگیری علم و دانشی مشخص و تمرین پیگیرانه، مستمر و هدفمند همان علم و دانش است.

با کمک قوه تفکر و خلاقیت در جهت خلق آثار فیزیکی، بروز نگرشی خاص، ایجاد شغل، پیشه و صنعتی نو ویا گسترش آنها صورت می گیرد.

و باید توجه داشت که تمام این مسیر بدون ایجاد زحمت برای دیگران و از راه های درست و معقول انجام می شود.

با توجه به تعریف بالا کاملا مشخص است که سخنوری، سخنرانی و فن بیان یک هنر می باشد؛ چرا که نیاز مند تمرین و تکرار بسیار و البته مداوم می باشد.

و علاوه بر آن …

به قول حافظ:

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند   نه هرکه آینه سازد سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست   کلاه داری و آیین سروری داند

هزار نکته باریک تر زموی اینجاست   نه هرکه سر بتراشید قلندری داند

و همانطور که مولانا فرموده است:

هیچ کس در پیش خود چیزی نشد   هیچ آهن خنجر تیزی نشد

هیچ قنادی نشد استادکار   تا که شاگرد شکر ریزی نشد

هیچ مولانا نشد مولای روم    تا مرید شمس تبریزی نشد

برای یادگیری این فن، مهارت و هنر یعنی سخنرانی، سخنوری و فن بیان بهتر است که به یک مربی و استاد این کار مراجعه کنیم.

بی پیر مرو تو در خرابات   هر چند که سکندر زمانی

چراکه در دنیای امروز سخنرانی کردن علاوه بر هنر و مهارت یک علم به حساب می آید، کتاب ها، مقالات و مجلات بسیاری در مورد آن نوشته شده و در ادامه نوشته می شود و صد البته که هر علمی نیازمند آموزش و یادگیری است.

آموزش و یادگیری سخنرانی در حقیقت آموزش و یادگیری مهارت های ارتباط موثر و از آن مهم تر مهارت های زندگی در جامعه ی امروزی است. چراکه یک سخنران آموزش های بسیاری را می گذراند تا بتواند

  • به درستی با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند
  • منظورش را به طور کامل، شفاف و ساده بیان کند. (به نحوی که همه ی افراد حاضر در جلسه سخنرانی، از نوجوان ۱۰ ساله کرفته تا شخص سالخورده ۹۰ ساله متوجه آن شوند!)
  • زمان را به درستی مدیریت نماید تا سر ساعت سخنرانی را شروع کرده و سر ساعت آن را تمام کند
  • مطالعه درست و مناسب داشته باشد و از اطلاعات به روز استفاده کند
  • از تکنیک های مطالعه مانند خلاصه نویسی، نقشه ذهنی، تند خوانی و… به طرز صحیح و موثر استفاده کند.
  • با انجام تمرینات صدا سازی بر حجم صدایش بیافزاید (به گونه ای که حداقل کفاف یک سالن ۱۰۰ نفره را بدهد!)، در صدایش تنین ایجاد کند (یعنی یکنواختی یا مونوتن بودن صدایش را از بین ببرد) و آهنگین سخن بگویند.
  • با تغییر دادن شیوه تنفس اش به تنفس دیافراگمی، جملات طولانی تری را ادا کند.
  • با کمک تمرینات فن بیان هر حرف را به درستی از مخرج خودش ادا کند و کلمات را واضح و رسا بیان دارد.
  • کنترل قسمت های مختلف بدن خود (به خصوص دست ها، صورت و پا ها) را به دست گیرد.
  • به درستی به سوالات مخاطبان اش پاسخ دهد.
  • در مقابل انتقاد ها و اعتراض ها واکنش مناسب و درست را نشان دهد.
  • قابلیت انتقاد پذیری خود را بالا ببرد.
  • لباس هایی زیبا و مناسب با شرایط موقعیت های مختلف بر تن کند.
  • به اندازه کافی برای سخنرانی اش تمرین کند
  • متنی زیبا و جذاب و مناسب با مخاطبان برای سخنرانی اش تهیه کند.
  • از لوازم کمک آموزشی نظیر پاورپوینت، پرزنتور و … استفاده نماید.
  • مخاطبان را در میان بحث با پرسیدن سوالات مناسب و دادن فعالیت های مختلف کاملا درگیر موضوع نماید.
  • از بیان موضوعات بحث برانگیز که منجر به بهم خوردن نظم جلسه می شود بپرهیزد.
  • جلسه سخنرانی را با موفقیت مدیریت کند.
  • برای اتفاقات غیر معمول خوب و بد خود را آماده کند.
  • از قدرت شبکه های اجتماعی برای تبلیغ و بلند سازی خویش کمک بگیرد.
  • به درستی خود را به مخاطبان و سایر افراد معرفی کند.
  • با متانت گام های بلند بردارد.
  • از روی چهره مخاطبان به میزان توجه و همراهی آن ها آگاهی یاید.
  • اعتماد به نفس و عزت نفس خویش را پرورش دهد.
  • علاوه بر تیم همراهش، خودش را نیز رهبری کند.
  • به اصول اخلاقی پایبند باشد و صلاح جمع و جامعه را در نظر بگیرد.
  • در حیطه تخصص خود مشاوره دهد.
  • از نقل قول ها، داستان ها، اشعار و … در جای مناسب استفاده نماید.
  • قدرت خلاقیت را در خود پرورش دهد و از آن در سخنرانی هایش بهره برد.
  • از مخاطبان باز خورد گیرد و به صورت درست و مناسب آن ها را در سخنرانی های بعدی اش اثر دهد.
  • مهارت 《نه》گفتن را به طور محترمانه، قاطعانه و منصفانه (نه به صورت پرخاشگرانه یا خجولانه)، اصولی و اخلاقی بیاموزد.
  • و …

برون بینم اوصاف شاه از حساب     نگنجد در  این تنگ میدان کتاب

گر آن جمله را سعدی انشا کند     مگر دفتری دیگر املا کند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *