«وَالعَصر•
اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر»

(قسم به زمان؛
که قطعا انسان در زیان آشکار است!)

زمانی که کودک هستیم، مدام پدر و مادر خود را می‌بینیم که برای بدست آوردن روزی و کسب درآمد از این سو به آن سو در حال دویدن هستند و فرصت چندانی برای بودن در کنار ما ندارند.

درست همان سال‌هایی که تازه چشممان را بروی این دنیا گشوده‌ایم و پر از سوالات بسیار هستیم، نزدیک‌ترین افراد به ما، یعنی والدین‌مان، از فرط خستگی توان پاسخ گفتن به سوالات‌مان را ندارند.

پس از مدتی که بزرگ‌تر می‌شویم و به دوران نوجوانی می‌رسیم جنگ و دعواهایمان با آن‌ها شروع می‌شود.

آن‌هایی که برای یک مدت مدید در کنار ما حضور نداشته‌اند و حتی متوجه قد کشیدن و بزرگ شدن‌مان نشده‌اند.

آن‌هایی که هنوز در دیدشان همان کودک نوزاد یک روزه‌ای هستیم که تازه به دنیا آمده است.

آن‌هایی که در عمل هیچ چیز درباره ما، خواسته‌هایمان، علایق‌مان، آرزوهایمان، الگوهای زندگی‌مان و شخصیت‌مان نمی‌داند؛ 
و سال‌هاست که با ما بیگانه شده‌اند.

حال همان‌ها می خواهند برای ما قانون وضع کنند و به ما دستور بدهند!
و این تازه اول ماجراست.

«فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه خَیرً یَرَه•
فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه شَرَاً یَرَه»

(هرکس به اندازه ذره‌ای نیکی کند به او باز خواهد گشت •
و هرکس به اندازه ذره‌ای بدی کند، باز هم به او باز خواهد گشت!)

سال‌ها می‌گذرد.
ما هم اکنون به یک جوان رعنا بدل شده‌ایم و برای خود کاری دست و پا کرده‌ایم.

الآن دور دور ماست…
ماشین می‌خواهیم، خانه می‌خواهیم، گوشی می‌خواهیم، ساعت می‌خواهیم، لباس آنچنانی می‌خواهیم، طلا و جواهر می‌خواهیم و … در یک کلمه پول می خواهیم!
آن هم به مقدار زیاد، خیلی زیاد.

حالا مدام کار می‌کنیم، شب و روز.
دیگر برای هیچ کس و هیچ چیزی جز کار وقت نداریم.
حتی جمعه‌ها و روز‌های تعطیل‌مان نیز با فکر و استرس کار سپری می‌شود.

گاهی حسرت می‌خوریم به آن روزهای خوش نوجوانی…
به باشگاه رفتن‌ها، جست و خیز کردن با بهترین دوستان‌مان در میان برگ‌های پاییزی، فوتبال بازی کردن با بچه‌های محله و … کلا از هفت دنیا آزاد بودن!

حالا تفریح‌مان “جوج” زدن‌های گاه و بی‌گاه سه شنبه‌ها در شمال است و ورزش‌مان رژیم‌های پرخوری روزانه، آن هم از نوع فست فودی‌اش!

حالا پدر و مادرمان بازنشسته شده‌اند؛ 
در خانه تنها هستند و دلشان می‌خواهد که مدام بهشان سر بزنیم.
مثل گذشته حرف حرف آن‌ها باشد و هر وقت که خواستند با آن‌ها به گشت و گذار و سفر برویم. وقت بیشتری را با ایشان بگذرانیم و بیش از پیش توجه‌مان را معطوفشان کنیم.

اما زهی خیال باطل!
این شیوه‌ ایست که خودشان برای زندگی کردن یادمان داده‌اند؛
بیشتر کار کن و کمتر به چیز‌هایی که واقعا برایت اهمیت دارند بها بده!
به قول معروف «چیزی که عوض دارد، گله ندارد.»

« قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا کَذلِکَ یَفْعَلُونَ»

(گفتند ولی گذشتگان ما اینگونه رفتار می‌کرده‌اند؟!)

 

دنیا گرد است؛
هرکاری که امروز می‌کنیم فردا باید تحویل بگیریم.

این حرف را قبول ندارید؟
مهم نیست!

مهم نیست که شما اعتقادی به این حرف دارید یا نه؛
مهم این است که این یک قانون است، قانون فیزیک، قانون طبیعت، قانون زندگی.
این همان چیزیست که چه شما بخواهید و چه نخواهید برایتان اتفاق خواهد افتاد و هیچ گریزی از آن نیست! 

اما انتخاب با شماست!
شما هم می‌توانید همانند میلیون‌ها آدم دیگری باشید که در طی قرن‌ها به این کره خاکی پا نهاده اند، روش زندگی کردن را، فارغ از درست یا غلط بودنش، از اقوام و بزرگان خود فراگرفته‌اند و به همان شیوه تا پای مرگ ادامه داده‌اند؛
درست همانند پدران و مادرانمان!

و یا اینکه اینبار عقلتان را قاضی کنید!
آموزش ببینید، از تجربه دیگران استفاده کنید، تمرین کنید، مشاوره بگیرید، قدم به قدم پیش بروید و زندگی ایده آل خودتان را شکل بدهید.

حال تصمیم با شماست …
شما می‌توانید این دور باطل را خاتمه دهید و یک زندگی رویایی برای خودتان درست کنید و یا منتظر آن باشید که همین اتفاقات در زندگی خودتان هم تکرار شود!
انتخاب بسیار دشوار است اما نتیجه شیرین!

what makes us a special agency

get in touch with us

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit, sed diam nonummy
nibh euismod tincidunt ut laoreet dolore magna aliquam erat volutpat. Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit, sed diam nonummy nibh euismod tincidunt ut. Um quist, a seque et audae. Namus aut voloriae. Ecesti volupta sinihil maxim hit quis dicid ut dolorer spiscip suntium eveniet hicatibus, omnit dignam ulparis aut odit, et expero tectiossi acitis aribus dis cus soluptur a dolo incipis plam, expe enditatatur aut et volorpor aute repta non coreri dellaboratur acea praeritio blaut voluptio. Xerum quame re pe officae et enissint intinve lignihi cipsam, tectemp elitas sum es rem net dolestrum litatur.